راز موفقیت تونی بلوم؛ مالک باشگاه برایتون
تونی بلوم ، مردی که بازار شرطبندی را شکست داد

اگر از افراد فعال در دنیای
شرطبندی بپرسید چه کسی نماد واقعی «شرطبند حرفهای» است، احتمالاً نام تونی بلوم بیش از هر شخص دیگری تکرار خواهد شد. مردی که از یک علاقهمند به ریاضیات، به یکی از موفق ترین شرطبندان تاریخ تبدیل شد و سپس باشگاهی متوسط در فوتبال انگلیس را به یکی از تحسینشدهترین تیمهای اروپا رساند.
اما راز موفقیت او چیست؟
آیا تونی بلوم صرفاً خوششانس بود یا فرمولی علمی برای پیروزی داشت؟
پاسخ کوتاه این است: موفقیت او حاصل ترکیب بینظیری از ریاضیات، تحلیل داده، مدیریت سرمایه، کنترل احساسات و تفکر بلندمدت بود.
تونی بلوم کیست؟
تونی بلوم Tony Bloom در سال 1970 در
برایتون بریتانیا متولد شد. او از کودکی عاشق فوتبال و هوادار دو آتشه باشگاه برایتون بود. تونی بلوم یهودی است.
برخلاف تصور عموم، او مسیر خود را از قمارخانهها آغاز نکرد. بلوم در دانشگاه منچستر در رشته ریاضیات تحصیل کرد و پس از فارغالتحصیلی مدتی در شرکت حسابرسی ارنست اند یانگ و سپس بهعنوان معاملهگر بازارهای مالی فعالیت داشت.
اما خیلی زود متوجه شد که توانایی او در تحلیل احتمالات میتواند در بازار شرطبندی سودآورتر باشد.
او بعدها به شرطبندی حرفهای روی آورد و توانست یکی از موفقترین امپراتوریهای شرطبندی جهان را ایجاد کند.
ثروت شخصی فعلی او حدود 1.3 میلیارد پوند (حدود 1.8 میلیارد دلار) تخمین زده میشود. بخش عمده این ثروت از شرطبندی ورزشی و شرکت استارلیزارد به دست آمده است.
بر اساس برآورد تحلیلگران صنعت شرطبندی، سود شخصی تونی بلوم طی حدود 25 تا 30 سال فعالیت حرفهای احتمالاً چند صد میلیون پوند بوده اما برخی منابع غیررسمی این رقم را تا 1 میلیارد پوند تخمین میزنند.
لقب «مارمولک»
در محافل پوکر، تونی بلوم را با لقب «مارمولک» (The Lizard) میشناسند.
علت این لقب، آرامش عجیب او هنگام تصمیمگیری است. او حتی در پرتنشترین موقعیتها، بدون کوچکترین واکنش احساسی تصمیم میگیرد.
این ویژگی بعدها به یکی از مهمترین ارکان موفقیتش در شرطبندی تبدیل شد.
راز اول: شرطبندی برای او قمار نبود

بزرگترین تفاوت تونی بلوم با شرطبندان عادی این بود که او هرگز شرط بندی را نوعی سرگرمی یا هیجان تلقی نمیکرد.
برای اکثر مردم شرطبندی یعنی حدس زدن؛
حمایت احساسی از تیم محبوب؛
دنبال کردن حس هیجان.
اما برای بلوم، شرطبندی یک بازار مالی بود؛ضرایب همان قیمت سهام بودند؛
هدف، یافتن قیمتگذاری اشتباه بازار بود.
او معتقد بود: «وظیفه ما پیشبینی برنده نیست؛ وظیفه ما پیدا کردن شرطهایی است که ارزش واقعی آنها بیشتر از قیمتی باشد که بازار ارائه میدهد.»
این مفهوم همان Value Betting است؛ مهمترین اصل شرطبندی حرفهای.
راز دوم: قدرت دادهها
موفقیت تونی بلوم بر پایه شهود ساخته نشد.
او صدها تحلیلگر، برنامهنویس، آماردان و متخصص فوتبال را گرد هم آورد و شرکتی تأسیس کرد که بعدها به نام Starlizard شناخته شد.
این مجموعه، میلیونها داده مسابقات را جمعآوری میکند؛ عملکرد بازیکنان را بررسی میکند؛ سبک مربیان را تحلیل میکند؛شرایط آبوهوا را لحاظ میکند؛مصدومیتها و خستگی تیمها را میسنجد؛
و سپس احتمال واقعی هر نتیجه را محاسبه میکند.
وقتی احتمال واقعی با ضرایب بازار اختلاف داشته باشد، فرصت شرطبندی ایجاد میشود.
راز سوم: تفکر احتمالاتی
اکثر شرطبندان این سؤال را میپرسند:
«چه تیمی میبرد؟»
اما تونی بلوم میپرسد:
«احتمال واقعی برد این تیم چقدر است؟»
اگر احتمال واقعی برد تیمی 60 درصد باشد اما ضرایب بوکمیکر معادل احتمال 50 درصد را نشان دهند، آن شرط ارزشمند محسوب میشود.
او بارها تأکید کرده که حتی بهترین شرطها نیز ممکن است ببازند.اما نتیجه کوتاهمدت اهمیتی ندارد؛ آنچه مهم است، سودآوری در ده هزار شرط متوالی است.
راز چهارم: مدیریت سرمایه
بسیاری از شرطبندان به دلیل تحلیل اشتباه شکست نمیخورند؛ بلکه به علت مدیریت مالی ضعیف نابود میشوند.

تونی بلوم هرگز بخش بزرگی از سرمایه خود را روی یک شرط قرار نمیداد.
اصول او عبارت بودند از:
هیچ شرطی «قطعی» نیست؛
سرمایه باید حفظ شود؛
باخت بخشی از بازی است؛
حجم شرط باید متناسب با ارزش واقعی آن باشد.
این نگاه باعث شد حتی دورههای باخت نیز نتوانند او را از بازار خارج کنند.
راز پنجم: حذف احساسات
احساسات بزرگترین دشمن شرطبند حرفهای هستند.
ترس، طمع، عصبانیت و اعتمادبهنفس کاذب میتوانند بهترین تحلیلها را نابود کنند.
تونی بلوم هرگز:
برای جبران باخت شرط نمیبست؛
بر اساس عشق به تیم خاصی شرط نمیبست؛
پس از بردهای متوالی هیجانزده نمیشد.
او مانند یک ربات منطقی عمل میکرد.
همین ویژگی باعث شد لقب «مارمولک» را به دست آورد.
راز ششم: نگاه بلندمدت
